كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

811

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

احوال ممالك و بلاد درين مدت كه رايات ظفر آيات در جانب هندوستان بود [ احوال ] « 1 » ممالك خراسان به فرّ دولت اميرزادهء جهان شاهرخ بهادر رونقى تمام داشت و ممالك فارس به يمن معدلت اميرزاده پير محمد بن عمر شيخ بهادر معمور بود و مملكت كرمان را امير ايدكوى برلاس مضبوط داشت . امّا ممالك عراقين : چون حضرت صاحب‌قران از يورش دشت قفچاق « 2 » بازگشت ، عراقين و آذربايجان و گرجستان و ارمن و كردستان را به اميرزادهء جوان‌بخت اميرانشاه گوركان عنايت فرموده بود و فرمان قضا مضاى آن شاهزاده را تمام حكام آن ولايات سر بر خطّ بندگى نهاده انقياد نمودند و سرداران و گردنكشان اطراف چون امير شيخ ابراهيم دربندى و كوستندل گرجى و قرا عثمان تركمان كه پادشاهان گذشته را ملازمت نكرده بودند پيش حضرتش مىآمدند و به عين عنايت ملحوظ و به يمن رعايت محظوظ مىشدند . چنانچه آوازهء عظمت سلطنت او به اقصى مصر و شام و نهايت روم و فرنگستان رسيد و ايل والوس شاهزاده از خراسان آمده دست راست قراباغ ارّان و نخجوان تا به اونيك يورت ساختند و دست چپ سوق بلاق و درگزين و همدان مقام داشتند و ناموس تخت آذربايجان والوس هولاگو خان رونق و رواج تمام يافت و در آن زمان كه طلوع آفتاب چتر عالم ستان حضرت صاحب‌قران ممالك هندوستان مىگشود ، شاهزادهء جوان‌بخت ، از مجلس بزم و گلشن عيش ، هواى صيد و نشاط شكار فرمود و تواچيان بهرام شعار با امراى برانغار و جوانغار جار رسانيدند و سپاه به يوسون جرگه روان شده در صحراى مرند در جوار مزار پير عمر نخجيربان وحوش و طيور بسيار راندند و شاهزادهء جوان‌بخت ، بر اسب سپهر سير هلال نعل ، چون خورشيد بر سبز خنگ فلك ، سوار شد .

--> ( 1 ) . س ندارد - ك : امور . ( 2 ) . ف : قبچاق .